ده نکته کلیدی در زمینه ارتباط برای توسعه

Published in ارتباطات سلامت

DW VN Posters-cerpad1

ده نکته زیر[i] به برخی از ابهامات و تصورات غلط موجود درباره ارتباط به خصوص در حیطه توسعه می پردازد. این تصورات غلط اغلب عاملی برای سوء‌تفاهمها بوده و سبب استفاده غیر‌مؤثر و متناقض مفهوم و رویه های ارتباط شوند. دو نکته اول این مبحث به ارتباط به صورت کلی پرداخته و دیگر نکات به طور خاص به ارتباط برای توسعه می پردازند.

١- "ارتباطات" و "ارتباط" متفاوت هستند. «ارتباطات» اساسا به فعالیت ها و محصولات از جمله فن آوری های اطلاعاتی، تولیدات رسانه ای و خدماتی از قبیل اینترنت، ماهواره، رادیو و تلویزیون و غیره اشاره می کند. ولی «ارتباط» درباره فرایند ارتباط است که به جای اطلاع رسانی و تولیدات رسانه ای بر عملکرد گفتمانی و تحلیلی آن تاکید دارد. این تفاوت گذاری در سطوح نظری، روش شناختی و عملیاتی بسیار قابل توجه است.  [1]  

٢-  تفاوت واضحی میان ارتباط روزمره و ارتباط حرفهای وجود دارد. چنینجمله ای ممکن است بدیهی به نظر برسد اما ارتباط روزمره و حرفه‌ای اغلب چه آشکارا و چه ناپیدا یکسان قلمداد می شوند مانند این جمله " او بسیار خوب ارتباط برقرار می کند، در نتیجه ارتباط برقرار کننده خوبی است." شخصی که به خوبی ارتباط برقرار می کند لزوما نمی تواند بصورت موثر و حرفه ای از ارتباط استفاده کند. تمامی انسان ها بصورت ذاتی از هنگام تولد قادر به ارتباط برقرار کردن هستند  اما هر انسانی قادر نیست که با استفاده از اصول و تجربة کاربردهای عملی ارتباطی راهبردی برقرار کند. کارشناس حرفه‌ای ارتباط (برای توسعه) نظریه‌ها و کاربست‌ها را به خوبی می‌شناسد و قادر است تا راهبردهایی موثر طراحی کند که تمامی رویکرد‌ها و روش های ارتباطی برای دستیابی به هدف در آن گنجانده شده باشند.

٣- تفاوت قابل توجهی بین ارتباط برای توسعه و انواع دیگر ارتباط وجود دارد. انواع گوناگون کاربردها هم بصورت نظری و هم عملی در حوزة ارتباط وجود دارد. چهار نوع از ارتباطات که بیشتر مورد استفادة نهادهای توسعه ای هستند عبارتند از ارتباط برای حمایت‌یابی، ارتباط سازمانی،  ارتباط داخلی و ارتباط برای توسعه. هرکدام از آنها قلمروی متفاوتی دارند و نیازمند دانش و مهارت های خاصی برای به اجرای موفق هستند و تخصص در یکی از آنها برای دستیابی به نتایج در حوزة دیگر کافی نیست.

٤- قلمرو و عملکردهای اصلی ارتباط برای توسعه در رساندن اطلاعات و پیام ها منحصر نمی شود بلکه درگیرکردن ذینفعان و ارزیابی موقعیت را هم شامل می شود. ارتباط تنها برای «فروختن ایده ها» نیست. چنین تعریفی شاید در گذشته زمانی که ارتباط به معنی کار با رسانه های جمعی و الگوی خطی پیام- فرستنده- گیرنده تلقی می‌شد با هدف دادن اطلاعات به مخاطب و متقاعد کردن آنها به تغییر، مناسب بوده است. تصادفی نیست که اولین تحقیق سیستماتیک در مورد تاثیرات ارتباط  بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم انجام شد، زمانی که فعالیت های ارتباطی بیشتر مرتبط با مفهومی بحث برانگیز یعنی تبلیغات بود. امروزه قلمروی ارتباط برای توسعه گسترش یافته و به منظور گشودن فضاهای عمومی که در آن دریافت ها، نظرات و دانش ذینفعان مربوطه قابل انعکاس و بررسی است، جنبه های تحلیلی و گفتگویی را نیز در بر می‌گیرد.

٥- طرح های ارتباط برای توسعه هرگز موفق نخواهند بود مگر با انجام پژوهش ارتباطی مناسب قبل از هرگونه تصمیم گیری دربارة  راهبردها.  متخصص ارتباط بدون در دست داشتن تمامی اطلاعات لازم برای تصمیم گیری نباید یک راهبرد یا بسیج ارتباطی طراحی کند. اگر تحقیقات بیشتر برای گردآوری داده های مناسب، شناسایی کمبودها یا تایید فرضیات پروژه لازم باشد، متخصص ارتباط نباید هیچ تردیدی در ارائه درخواست اجرای چنین تحقیقی به مدیر پروژه داشته باشد. حتی اگر او در میانه اجرای پروژه ای به کار گمارده شود که اهداف آن به درستی و وضوح مشخص هستند، اگر کمبودی در داده ها وجود دارد، باید تحقیق ارتباطاتی مستقلی انجام گیرد. فرضیات مبتنی بر دانش کارشناسان باید با منابع دیگر برای اطمینان از اعتبار کلی این فرضیات ترکیب شود.   با توجه به خاصیت میان-رشته‌ای و بین بخشی پژوهش ارتباطی، بهتر آن است که در آغاز شکل گیری هر طرح توسعه ای انجام شود بدون در نظر گرفتن بخش مربوطه یا این دغدغه که جزء ارتباطاتی در مراحل بعد مورد نیاز باشد یا خیر.

٦- متخصصان ارتباط برای توسعه باید دانش مشخص و ژرفی از نظریهها و کاربردهای عملیاتی این شاخه از علم داشته باشند تا در کار خود مؤثر باشند. علاوه بر آشنایی با متون مرتبط درباره انواع نظریه‌ها، الگوها و کاربردهای ارتباطاتی، کارشناسان ارتباطات برای توسعه باید در زمینه اصول و رویه های اولیه دیگر موضوعات مربوطه از جمله انسان شناسی، بازاریابی، جامعه شناسی، قوم نگاری، روانشناسی، آموزش بزرگسالان و تحقیق اجتماعی آموزش دیده باشند. در چارچوب کنونی توسعه، بسیار مهم است که این متخصص با روش‌ها و تکنیک‌های پژوهش مشارکتی، ابزارهای پایش و ارزشیابی و اصول اولیه طراحی استراتژی آشنا باشد. در ضمن باید نگرش درستی به مردم داشته باشد و دارای توانایی همدلی، علاقمندی به گوش کردن و تسهیلگری گفتگو برای برانگیختن و گنجاندن نظرها و درک های ذینفعان باشد.کارگاه برنامه ریزی مشارکتی ارتباطات درباره ایدز

٧- به کار بستن ارتباط برای توسعه تنها در اندازه خود پروژه (اصلی توسعه) می تواند موثر واقع شود. اگر اهداف عینی پروژه بطور مناسب تعیین نشوند، مورد توافق جمعی ذینفعان قرار نگیرند و یا اگر فعالیت ها به شکل رضایت بخشی اجرا نشوند، حتی بهترین راهبرد ارتباطی نیز شکست خواهد خورد. گاهی اوقات از  کارشناسان ارتباطات خواسته می شود که برای مشکلاتی که به وضوح تعریف نشده و  بررسی کافی نشده اند راه حل هایی ارائه دهند و یا از اهدافی که از واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی موجود فاصله دارند حمایت کنند. در چنین مواردی بهترین راه حل، انجام تحقیق میدانی و یا ارزیابی ارتباط-محور برای سنجیدن مشکلات اصلی، محدودیت‌ها و گزینه‌های ممکن است. البته مهلت‌های کوتاه و محدودیت‌های مالی، مدیران را مجبور می کند تا فشار بیشتری بر روی کارشناسان ارتباط برای انجام علاج‌های سریع بیاورند و آنها را مجبور کنند تا به عنوان سخنگوی کوتاه مدت برای کاهش خسارت  یا توجیه‌گر حرفه‌ای انجام وظیفه کنند. در چنین مواردی به بنیادهای اولیه ارتباط برای توسعه  توجهی نمی‌شود و نتایج کار، به ویژه در دراز مدت، معمولا ناامید کننده هستند .

٨- ارتباط برای توسعه فقط برای تغییر رفتار نیست. حوزه های مداخله و کاربردهای ارتباط برای توسعه فراتر از تصور معمول تغییر رفتار است و سنجش عوامل اجتماعی-اقتصادی و سیاسی، تعیین اولویت ها، بررسی خطرات و فرصت ها، توانمندساری مردمان، تقویت نهادهای اجتماعی و ترویج تغییر اجتماعی در محیط‌های فرهنگی و سیاسی پیچیده را نیز در بر می‌گیرد. این که ارتباط برای توسعه اغلب محدود به تغییر رفتاری در نظر گرفته می‌شود را می‌توان به عواملی از جمله کاربرد آن در برنامه های سلامت و استفاده از آن در رسانه های جمعی برای ترغیب مخاطبان به انجام اعمالی مشخص نسبت داد. این نوع مداخلات جزو آشکارترین کاربردهایی است که تکیه آن بر بسیج های ارتباطی برای تغییر رفتار مردم و کاهش یا از بین بردن خطرات جدی (مانند ایدز) است. اما واقعیت توسعه پیچیده است و اغلب نیازمند تغییرات گسترده تری نسبت به تغییر رفتارهای فردی مشخص است.

٩- فن آوریهای اطلاعات و رسانه ستون فقرات ارتباط برای توسعه نیستند. در واقع، ارزش افزوده ارتباط برای توسعه پیش از در نظر گرفتن فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)و رسانه‌ها پدید می‌آید. البته رسانه ها و فن آوری اطلاعات بخشی از ارتباط برای توسعه هستند و ابزار مهم و مفیدی برای حمایت از توسعه محسوب می شوند. اما کاربرد آنها در مراحل آخر خواهد بود و تأثیر آنها عمدتاً ناشی از کار ارتباطاتی است که در مرحله تحقیق انجام شده است. مدیران پروژه های توسعه باید نسبت به راه‌حل های "یک اندازه برای همه" یعنی کاربرد تولیدات رسانه‌ای برای حل تمامی مشکلات نامطمئن باشند. تجربیات گذشته نشان میدهند که چنین ابزارهایی به نتایج مورد نظر دست نمی‌یابند، مگر آن که همراه با رویکردهای دیگر و بر اساس پژوهش‌های مناسب استفاده شوند.

١٠- رویکردهای مشارکتی و رویکردهای ارتباطی مشارکتی یکسان نیستند و نباید به جای یکدیگر استفاده شوند، ولی از آنجایی که کارکرد آنها در اغلب موارد مکمل یکدیگر است همراه با هم می توانند استفاده شوند، به ویژه در مرحله تحقیق. حتی اگر شباهت‌هایی بین این دو رویکرد وجود داشته باشد، معروفترین رویکردهای مشارکتی از جمله ارزیابی مشارکتی روستایی یا پژوهش عملیاتی مشارکتی، معمولاً گستره و سطح نگرش‌ها و درک مردمان دربارة موضوعات کلیدی، تعیین سرپل‌های ارتباطی و نقشه‌برداری از نظام‌های اطلاعاتی و ارتباطی را که بعداً می توانند برای طراحی و اجرای راهبرد ارتباطی مورد استفاده قرار گیرند، بررسی نمی کنند. در حالی که همة این ها فعالیت های اصلی در ارزیابی ارتباطی مشارکتی هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 


[1] - البته این تفکیک در ترجمه زبان فارسی شاید به این دقت امکان پذیر نباشد چون کلمه ارتباطات با هر دو مفهوم در زبان فارسی جا افتاده است برای مثال علم ارتباطات با مفهوم بررسی علمی تعامل ارتباطی به عنوان رشته‌ای دانشگاهی سابقه‌ای طولانی در ایران دارد و شاخه هایی مانند ارتباطات انسانی، ارتباطات توسعه و غیره در این زمینه تدریس می‌شود.

 


[i] منبع:

 Mefalopulos, Paolo. Development communication sourcebook: broadening the boundaries of communication. The World Bank. 2008